امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

سفر-تابستان 95

1395/7/2 16:50
718 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از طی شهرهای قائم شهر..شیرگاه..سواد کوه..فیروز کوه.. دماوند و بومهن وارد تهران شدیم.. پایتخت شلوغ و همیشه ترافیک..هیپنوتیزم

و در طول چند روزی که اونجا بودیم به علت خستگی این مدت اصلا نتونستیم از خونه بریم بیرون و حسابی استراحت کردیم.. و به خونواده عمه جون زحمت دادیم.. فکر میکردم اگه بهت پیشنهاد سوار شدن به مترو رو بدم استقبال کنی که برخلف انتظارم موندن تو خونه و بازی با امین جونو ترجیح دادی..فکر کنم شما هم حسابی خسته بودی..درسخوان فقط 1روز عصری با هم رفتیم پارکی در نزدیکی خونشون که خوب بود..

 عطا و امین جون

عطا

عطا

غذاهای خوشمزه عمه جون..خوشمزه

...

عطا

عطا

عطا

...

///

عطا

...

سی سو

مار  و پله

عطا

...

ووو

این هم آخرین بخش سفرمون بود و با تموم خاطرات خوب کنار خونواده عمه جون بعد 3 روز  راهی شهرمون شدیم و واقعا که  این عین حقیقته که هیچ جا خونه خود آدم نمیشهزبان

پسر گلم این مسافرت 15روزه با همه خاطرات خوبش و البته رفتار خیلی خیلی خوب شما حسابی بهمون چسبید و استراحت خوبی شد برای هر 3 تا مون..

مرسی از بابای مهربونبغل و بوس یرای شمامحبت

پایان سفرنامه.

بای بای

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان رادینیمامان رادینی
4 تیر 98 0:47
خوش تشریف برده بودین به زادگاه پدریه من سوادکوه. امیدوارم خوش گذشته باشه به شما و همچنین چه کم سعادت بودیم ما که به تهران تشریف اوردین زیارتتون نکردیم. همیشه به گردش و سفر عزیز دلم