سفر-تابستان 95
بعد از طی شهرهای قائم شهر..شیرگاه..سواد کوه..فیروز کوه.. دماوند و بومهن وارد تهران شدیم.. پایتخت شلوغ و همیشه ترافیک..
و در طول چند روزی که اونجا بودیم به علت خستگی این مدت اصلا نتونستیم از خونه بریم بیرون و حسابی استراحت کردیم.. و به خونواده عمه جون زحمت دادیم.. فکر میکردم اگه بهت پیشنهاد سوار شدن به مترو رو بدم استقبال کنی که برخلف انتظارم موندن تو خونه و بازی با امین جونو ترجیح دادی..فکر کنم شما هم حسابی خسته بودی..
فقط 1روز عصری با هم رفتیم پارکی در نزدیکی خونشون که خوب بود..



غذاهای خوشمزه عمه جون..













این هم آخرین بخش سفرمون بود و با تموم خاطرات خوب کنار خونواده عمه جون بعد 3 روز راهی شهرمون شدیم و واقعا که این عین حقیقته که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
پسر گلم این مسافرت 15روزه با همه خاطرات خوبش و البته رفتار خیلی خیلی خوب شما حسابی بهمون چسبید و استراحت خوبی شد برای هر 3 تا مون..
مرسی از بابای مهربون
و بوس یرای شما
پایان سفرنامه.




سفر-تابستان 95 

